تولد یکسالگی آترین جونی . . .
365 روزم رو با شوق لبخند تو شروع و با عطر نفس های پاکت به سر رساندم. . .
یک سال از اولین دیدار ما میگذره و توی این یکسال مادرانگی را با تو و در کنار تو آموخته ام. . .
دخترکم، لحظه های با تو بودن لحظه های نانوشته ای ست که تا دنیا دنیا باقی است در جانم حک می شوند در قلبم می نشینند. . .
دلیل زنده بودنم؛ آرزوی همیشگی من برایت سلامت، شادی، سربلندی و موفقیت روز افزون . . .
.gif)
آترینم بعد از کلی بالا و پایین کردن و شور و مشورت؛ بابا بهنام و مامان خاطره تصمیم گرفتن اولین سالگرد زمینی شدنت رو خیلی خودمونی و ساده با یه جشن کوچولوی سه نفره برگزار کنن.gif)
جونم برات بگه ما هرچی سعی کردیم یه دونه عکس خوب از شما بگیریم موفق نشدیم .gif)
و نتیجه اونهمه شکلک و اسباب بازی و شعر و .... شد این هایی که میبینی
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
با هزار ترفند شما پشت کیک جلوس فرمودید!! البته کلا با نمکدون درحال الو الو کردن بودی که من هنوز نفهمیدم چی شد یهو یه همچین خلاقیتی بروز کرد
.gif)


.gif)
خیلی حیف شد، نتونستیم رستورانی که رزرو کرده بودیم بریم چون بابایی کارش یکم طول کشید ولی خیلی به همگیمون خوش گذشت .gif)

.gif)


تولد یکسالگی آترین جونی . . . 

